قدیما تو عالم طفولیت،تحتِ جوِ این فیلمایی بودم که نشون میدادن.که مثلا چندتا دانشجو بودن،همیشه بی پول بودن ولی دور هم خوش بودن.بعد کلاً بی پولیشون خیلی برام جالب بود.همیشه دوست داشتم مثل اونا باشم.دانشجو باشم،بی پول باشم،خوش باشم...مثلاً روزگار جوانی یکی از این فیلما بود.خیلیم تاکیدم رو بی پول بودشون بود:|

الان به آرزوم رسیدم:| ینی خاک بر سرم با این آرزو کردنم:| دوست دارم خودمو خفه کنم.خدا هم که تا من یه آرزوی زاغارت میکنم سریع براورده میکنه:| آخه الان من به خودم چی بگم با این آرزوهای درپیتم؟!!!

آقا من ارزومو پس میگیرم،غلط کردم،دیگه آرزو میکنم مثل این فیلمایی بشم که شخصیتش داره از پول داری خفه میشه.حالا عمرا اگه این ارزوم براورده بشه..

+بچگیام یه آرزوی دیگه ایَم داشتم،این بود که عینکی بشم،یه ادم عینکی میدیدم اشک تو چشام جمع میشد..همیشه از اینکه عینکی نبودم ناراحت بودم و دعا میکردم عینکی بشم:| استثناعا خدا این یکی رو جدی نگرفت و براورده نکرد...

  لطفا یکی بیاد منو بکشه تا دیگه از این آرزوهای چرت و پرت و زاغارت نکنم:|