امروز صبح میخواستم زود از خواب پاشم تا برم کتاب تربیت بدنیو بخرم،چون فردا امتحان داریم و من هنوز کتابشو نداشتمنیشخند خیلی زود ساعت 12 و نیم به زور از خواب پاشدمنیشخندبعد زنگ زدم کتابفروشی ،اونام تموم کرده بودن. دوستان و اشنایان هم که نداشتن. کلا تخم کتاب تربیت رو ملخ خورده بودنیشخندبَعدَندِش بالاخره فهمیدیم یکی از دوستای دختر عموم کتابرو داره.ساعت 3و خورده ای حاضر شدم رفتم کتابو ازش گرفتم.بعد موقع برگشتن رفتم خونه ی فامیلمون نشستم،اخه با دوتا از دختراش خیلی دوستم. اصلنم عین خیالم نبود که فردا امتحان دارم. تازه یه رمان هم ازشون گرفتم که بخونمنیشخند بعد از اون برگشتم ،ولی گفتم برم یه عرض ادبی هم به دختر عمو بکنم،رفتم یه ربع ساعت هم روی ماه ایشون رو دیدم که کلا سر اجاق بود و داشت غذا درست میگرد. بعد بالاخره برگشتم خونه.وقتی برگشتم مامانم نبود.بلافاصله اومدم نت، ناگه دیدم حالم داره بهم میخوره.فهمیدم از گشنگی ضعف کردمنیشخند رفتم یخچالو نگاه کردم دیدم کوکو سیب زمینی و سیر داریمسبز  دوست داشتم خودمو بکشم،از اونجایی که چاره ای نداشتم و عنقریب بود از گشنگی جان به جان افرین تسلیم کنم تصمیم گرفتم یه دوتا استکان برنج کته بذارم،با این کوکواِ بخورم.بعد برنج اماده شد،یه پیاله ام ماست ریختم.بدون سفره اومدم نشستم وسط خونه نصفشو خوردم.دیدم نمیتونم بخورم،بهم نمیچسبه. بعد از اونجایی که من سالهاست از تنبلی رنج میبرم،یه چند دقیقه همون جا نشستم و غمباد گرفتم،دیدم برنجم داره سرد میشه، به زور پاشدم رفتم یه نیمرو بزنم. دیدم ماهیتابه کوچیکه نیست،اولین قابلمه ای که به چشمم خورد رو برداشتم و توش نیمرو درست کردم ،با بقیه کتم خوردم. کوفتم شد. ینی نکردم یه سفره ای پهن کنم. چهارتا چیز اضافی بیارم سر سفره بخورم. اینجور ادم تنبلی هستم من.عکس پذیرایی شاهانه از خودم رو هم گذاشتم این پایین.ایناهاشنیشخند

اینم از ضیافت شاهانه من. به جان خودم،به این برکت(چشمک) اگه دو روز مامانم خونه نباشه من از فرط تنبلی،از گشنگی میمیرم. انقد زورم میاد پاشم یه چیز درست و حسابی واسه خودم درست کنم بخورم که نگو.

بعد از اینام نشستم رمانی که از دوستم گرفته بودمو خوندم،البته سه فصلشو. فیلم زمانه رو دیدم.بعدشم باز اومدم نت.الانم ساعت 10 ونیم شب هستش و من هنوز شروع به درس خوندن نکردم.فردا هم با اعتماد بنفس کامل میرم سر جلسه.یه همچین دانشجویی هستم مننیشخند

خب دیگه،با ذوق و شوق فراوان دکمه انتشار رو میزنیمنیشخند