سلام


در این درگَه که گَه گَه کَه کُه و کُه کَه شود ناگَه

به امروزت مشو غره،که از فردا نِئی آگَه

..

..

چند سال پیش که برای اولین بار این شعرَرو حفظ کرده بودم،کلی ذوق مرگ شده بودم.اصن فکر میکردم یه چی تو مایه های انیشتن هستمیول حالا من که فقط حفظش کردم،این حسو داشتم،شاعرش چه حسی داشته(فکر کنم شاعرش سعدی بوده).اگه من جاش بودم فک کنم دیگه هیچ کَسو تحویل نمیگرفتم