امروز کلاس داشتم،عَزمَمو جزم کردم که برم،ساعت 8 از خواب بیدار شدم،سماورو روشن کردم بعد گفتم تا چایی دم بکشه یه چرت بزنم،چرتم یه ساعت طول کشید و بیدار که شدم دیدم اِ ساعت نُهِنیشخند خلاصه صبحانه خوردم و حاضر شدم و راه افتادم برم راه آهن....

وا حسرتا که ما هیچ وقت نفهمیدیم این قطار دقیقا ساعت چند میاد،یه روز 11:15 میاد یه روز11 میاد یه روز 10:45 میاد...ولی چند وقت بود10:45 میومد...ساعت 10:40 که وارد راه اهن شدم دیدم هیچ کس نیست،گفتم ببین من چقد زود اومدم که هنوز هیچ کس نیومده... بعد فهمیدم جا تره و بچه نیست،بــــعله،جا مونده بودم...معلوم نیست قطار ساعت چند اومده بوده؟خنثی

حالا قبل از اینکه بفهمم جا موندم،تصمیم گرفتم برم تو فضای باز راه اهن بشینم و از هوای آزاد لذت ببرم...روی صندلی روبه روی ریل و پشت به درختا نشستم و داشتم لذت میبردم ..یه ربعی نشستم وکلی داشتم کیف میکردم،اصن یه چیزی،انقد داشت حال میداااااد......که دیدم یه اقایی از صندلیِ اونور پاشد، موبایل به دست از جلوی من رد شد و یه دور زد دوباره اومد از جلوی من رد شد،در همین لحظه یک عدد کاغذ از ایشون افتاد زمین،منِ ساده ام میخواستم بهش بگم اقا برگتون افتاد،نگاه کردم دیدم،خاک به سرم شمارست،خیلی گیجم..خلاصه این شکلیعصبانیشدم،ولی به روی خودم نیاوردم و رفتم تو کوچه علی چپ...بعد دیدم گویا این به اصطلاح انسان، زل زده به من،یه نگاه عصبانی بهش کردم و رفتم تو سالن نشستم...ینی به خاطر همچین ادم بیشعوووووری من نتونستم از فضای باز لذت ببرمعصبانی

بعد فهمیدم که از قطار جا موندم...رفتم بپرسم ببینم قطار بعدی کی میاد؟

من:سلام اقا خسته نباشیدلبخند

اقای مسئول:ممنون بفرماییدلبخند

من:ببخشید قطار بهدی دقیقاً ساعت چند میاد؟لبخند

آقای مسئول:دوازده،دوازده و ده دیقه،رب،نیم.... این حدودالبخند

من:خنثی

نمردیمو معنی ِ دقیقاً هم فهمیدیمخنثی

دیدم حوصله ندارم از 11و رب تا قطار بعدی که معلوم نیست کی میاد صبر کنم،قید کلاسو زدم و برگشتم...تو راه چشمم به سینما افتا،گفتم برم در خلوت خودم و به عشق خودم یه فیلم ببینم ،اونم که گفت ساعت 4 شروع میشه،کووووو تا ساعت چهار،برگردم خونه...بـــــعله..کلا علاف بودیم امروز..ناراحت

برگشتم خونه مامانم میگه: نرفتی...میگم:نه از قطار جا موندم....میگه پس نمیخواستی بری واسه چی از صُب ما رو هی بیدار کردی،عصابِ آدم خورد میشهعصبانی

بیا اینم از مامانِ ما،خوبه دارم میگم جا موندم،اگه از قَصد نمیرفتم چی کار میکرد؟خنثی