....طی العرض....

از زمانی که

فاصله بینمان بی حد و اندازه شده است

به شدت

           به لزوم طی العرض پی برده ام.....

                                                           (خودم)

 

پ.ن1:هر چی به مغزم فشار آوردم چیزی برای آپ کردن به ذهنم نرسید،گفتم اینو بذارملبخند

پ.ن2:انقد هوا گرمه و آفتاب شدیده،اگه یه کیلو ضد آفتابم رو صورتم خالی کنم باز وقتی برمیگردم خونه میبینم پوستم سوخته و تیره شدهکلافه

/ 18 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سياوش

[نیشخند][خنده]تو همينجوريش سياه هستي نميخواد ضد آفتاب بزني[خنده]

فروغ خاموش

[گل][دست]عجب ذست نوشته ای!!! میخوامت شدید خانم غایب از نظر[قلب]

salehe

مرا نگاه کن ببین چه انتظاری به روی پلکهایم خانه کرده است . غم را از چشمانم فقط تو میتوانی بخوانی خود را به ندانستن نزن - می دانم که میدانی غصه در دلم خانه کرده است نمیخواهم غصه ام را بخوری اما قصه ام را بدان [قلب]

salehe

لذت داشتن یه دوست خوب توی یه دنیای بد مثل خوردن یه فنجون قهوه ی گرم زیر برفه !!!! درسته هوا رو گرم نمی کنه . ولی تو رو دل گرم می کنه. *************************** سلام عزیزم خوبی؟ببخشید استاد من چندروز نتونستم بیام یوقت از نمرم کم نکنیا[وحشتناک] درضمن آپـــــــــــــممممم نازم[قلب]

salehe

لذت داشتن یه دوست خوب توی یه دنیای بد مثل خوردن یه فنجون قهوه ی گرم زیر برفه !!!! درسته هوا رو گرم نمی کنه . ولی تو رو دل گرم می کنه.

salehe

[ماچ][ماچ][ماچ] [ماچ][ماچ] [ماچ]

فريدون آريايي

سلام صبحتون بخير....خوب باشيد....خوب بودن دوستان آرزوي ماست.[گل]

یاسمن

من دیگه بی خیال شدم برنزه بودنو عشق است

پرنیا

حرفم و پس میگیرم! امروز صبح رفتم بیرون و مانند پرنیای ذوب شده برگشتم! مانتومم مکشی بود!مرد م![شرمنده][شرمنده][شرمنده]

مهناز

ولی خوب و پندآموز!!! بود عزیزم مرسی[ماچ]