ذوق

رفتم از کشوم یه چیزی بردارم ،دیدم جای فرمُژه ای که خریده بودم اونجاست ،اومدم بندازمش دور،بعد یهو به مغزم رسید یه چیزی باهاش درست کنم.

بعد یه عروسک کوچولواَم داشتم که گذاشته بودمش جلوی مانیتور.این جای فرمژمو درستش کردم .عروسکَرو گذاشتم توش.بعدشم چسبوندمش به دیوار...

این عکس جای فرمژه قبل از اینکه درستش کنم...

  

ینی اول درستش کردم عکس گرفتم،بعد گفتم کاش قبل از  درست کردنشم عکس میگرفتم،بعد دوباره کچلش کردم عکس گرفتم،بعد دوباره درستش کردمنیشخند

اینم عکس درست شُدَشلبخند

  

بعدشم رفت نشست رو دیوارلبخند

  

راستی پست قبلیَم نگاه کنیدچشمکماچ

/ 13 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهتاب

[ماچ][ماچ][قلب][قلب]

فاطمه عمو

جل الخالق عجب !!![تعجب] چه حوصله ای داری ها[نیشخند] الان یه ساعته دارم از هر زاویه ای نگاش میکنم نمیفهمم چی شد اون اولیه شد این دومیه ؟!؟[خنده] من تمبون بلد نیستم کوک بزنم اینا که دیگه فراتر از قدرت مغزیه منه[خنده]

نرگس

آخییی ... چه جالب شده ... آفرین کار خوبی کردی [نیشخند]

فاطمه

[نیشخند] بابا هنرمند[دست] اگه سازنده های فر مژه میدونستن از بسته ش همچین استفاده هایی میشه گرونترش میکردن.

خط خطی

چه خوشمل شده [دست] منم مث بقیه بگم بابــــــــــــــــا، هنرمنــــــــــــــــــــد! [نیشخند]

لی لی

آخی! چه بانمک شد[قلب]

آیدین

[نیشخند][نیشخند][نیشخند] سلام خوبی؟ من چقدر تورو دوست میدارم ولنتاین چه کاره ای عزیزم؟ [نیشخند]

آیدین

میگم میخوای بیا از اینا درست کن من میبرم توی مترو میفروشم ، سودش نصف نصف باشه ؟ [نیشخند]

آیدین

الان کفرگیر جفتمون خورده ته دیگه ، ثواب داره به خدا بیا همکاری کنیم [نیشخند]

آیدین

بابا بزنیم توی خط تولید دیگه بقیش جور میشه ... هههههههه خب اون موقع حرفه ای میشیم میریم از این تلقا میخریم خودمون جعبشو درست میکنیم [نیشخند] بابا منظورم از ولنتاین این بود که بیاد درست کن واسه ولنتیاین ببریم بفروشیم :دی والا ولنتاین و این جشنا واسه از ما بهتروناست [ناراحت]