غر می‌زنم و از غر خود دلشادم

دلم برای این وبلاگ می‌سوزه. تو این مدت هر وقت چسناله داشتم اومدم اینجا نوشتم. بنده خدا تو شادیام شریک نیست و فقط و فقط شاهد غرغرهامه. ولی انقدر ماخوذ به حیاست که هیچی نمی‌گه. جان بالا، جان.

خوبی اینجا اینه که ناشناسم و با خیال راحت هر چی دلم بخواد می‌نویسم؛ بدیش اینه که هیچ دوستی ندارم و انگار دارم با خودم حرف می‌زنم. البته دوست داشتماا، خوباشم داشتم، ولی ببین چقدر دنیا خسیسه که در گذر زمان همه‌شون ناپدید شدن، این پرشین بلاگ مسخره هم بی تقصیر نبود.


/ 0 نظر / 16 بازدید