مَغز

سلام


در این درگَه که گَه گَه کَه کُه و کُه کَه شود ناگَه

به امروزت مشو غره،که از فردا نِئی آگَه

..

..

چند سال پیش که برای اولین بار این شعرَرو حفظ کرده بودم،کلی ذوق مرگ شده بودم.اصن فکر میکردم یه چی تو مایه های انیشتن هستمیول حالا من که فقط حفظش کردم،این حسو داشتم،شاعرش چه حسی داشته(فکر کنم شاعرش سعدی بوده).اگه من جاش بودم فک کنم دیگه هیچ کَسو تحویل نمیگرفتم

/ 11 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پرنیا

منم وقتی این و حفظ کردم تو مدرسه هی میگفتم بچه هام یاد نمیگرفتن منم هی حال میکردم![نیشخند][شیطان]

سحری

آخی چه باحال. منم الان حفظش کردم. [مغرور] با من صحبت نکنید من خیلی خفنم. [نیشخند]

سحری

همینجوری دارم ذوق مرگ میشم. [نیشخند][عینک]

خط خطی

من عاشق اون آیکون آخری ه شدم، خیلی نایس می خنده[قلب]

خط خطی

وای اصن دلم ضعف میره می بینمش!!!!

آیدین خانم

[مغرور] چه زرنگ بودی توووو ماشالله [مغرور] من اصلا نتونستم بخونمش [ناراحت]

آیدین خانم

جااااااایی نگیااااااااا

maryam

حالا راستشو بگو معنیشم میدونستی ؟؟؟؟؟؟؟؟[سوال]

maryam

خوبه حالا یه جمله ست و کلیات سعدی رو حفظ نیستی . در اونصورت لابد من همیشه امتحان داشتم[متفکر]