تو آن که جسته و پیدا کرده ام، آن باش

یه خوبی ناشناس نوشتن اینه که می‌تونی راحت حرف دلت رو بزنی بدون اینکه ترس از قضاوت شدن داشته باشی. خب منم شاید یه وقتایی اینجا بنویسم حرف دلم رو. اینجا کسی من رو نمی‌شناسه و راحتم. علی الحساب بگم که خیلی دلم گرفته و احساس تنهایی شدیدی می‌کنم. حس می‌کنم یکی باید توی زندگیم وجود داشته باشه ولی نیست. نبودنش رو حس می‌کنم. یه جای خالی توی قلبم هست. نمی‌دونم کی یا چی می‌تونه پرش کنه. یه خلا توی قلبم ایجاد شده و حس قشنگی نیست.

از طرفی شرایط زندگیم خیلی بهم ریخته. مستاصل و سردرگمم و نمی‌دونم چه خاکی به سرم بریزم. دلم می‌خواد یه نفر بیاد برام برنامه بچینه و به جام تصمیم بگیره. همه چیز نصفه نیمه ست‌ و آینده‌ ام کاملا مبهمه. سخت می‌گذره... خیلی سخت...

/ 1 نظر / 12 بازدید